محمد تقي جعفري
35
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى
و وجدان خود را به چه كسى تسليم كنند و سرانجام چگونه همگى مانند مورچگان در يك لانه گرد آيند ، زيرا احتياج وحدت بين المللى سومين و آخرين مايهء ناراحتى فكر انسانيت است ، افراد بشر به طور كلى پيوسته ميل داشتهاند كه مجموعهاى را تشكيل دهند . بسيارى از ملتهاى بزرگ داراى تاريخهاى درخشان و پر افتخار بودهاند ، اما اين ملتها هر چه بزرگتر بودهاند بد بختى بيشترى را تحمل كردهاند ، زيرا بر اثر نيرومندى اين احتياج وحدت بين المللى را بيشتر احساس كردهاند . جهان گشايان بزرگ از قبيل تيمور و چنگيز خان كه قصد داشتند دنيايى را تحت تسلط خويش در آورند همچون طوفانى بر زمين گذشتند ، لكن آنها نيز ندانسته از عطش تأمين وحدت بشر مىسوختند . هر گاه تو دنيا و جبهء قيصر را قبول مىكردى توانستى امپراطورى بين المللى را به وجود آورى و به زمين صلح و صفا ببخشى ، زيرا چه كسى جز آن كه وجدان افراد بشر را به دست آورد و نان آنان را در اختيار داشته باشد مىتوان بر آنان حكومت كند ؟ بنا بر اين ما شمشير قيصر را به دست آورديم و با به دست آوردن آن تو را رها كرده به او گرويدهايم . آه هنوز قرنها هرج و مرج فكرى و علم و آدم خوارى باقى مانده است ، زيرا چون بدون ما شروع به پى نهادن برج بابل خودشان كردهاند خواهى نخواهى كارشان در آدم خوارى پايان خواهد يافت ، اما در همان هنگام است كه اين حيوانهاى وحشى به سوى ما خواهند خزيد و پاهاى ما را خواهند ليسيد و آنها را با اشكهاى خونين خود مرطوب خواهند ساخت و سپس ما بر پشت اين حيوانات سوار خواهيم شد و فنجان خود را بسلامتى « اسرار » بلند خواهيم كرد و در آن موقع است كه صلح و سعادت حقيقى در دنيا حكمفرما خواهد گرديد . تو ببرگزيدگان خودت فخر مىكنى ، ولى بدان آنها تنها بر گزيدگانند و حال آن كه ما به همه صلح مىبخشيم گذشته از اين قياس كن چند تن از اين بر گزيدگان ، چند تن از اين نيرومندان كه ممكن بود جزء بر گزيدگان در آيند بر اثر انتظار زياد براى تو ، خسته شده و قواى روح خود و حرارت قلب خويش را به جاى ديگر بردهاند و سر انجام عليه خود تو پرچم آزادى